Bill Evans نوازنده پیانو و آهنگساز Jazz عصر حاضر که سبک و طریقه خاصی در آهنگسازی برای خود دارد معتقد است که موسیقی عامل اصلی غنای روح انسان بوده و باعث میشود که انسان توان شناخت قسمتی از وجود خود را که قبل از درگیری با موسیقی نشناخته بود پیاده کند.
او معتقد است که تفکر و تعمق تنها باعث شناخت ابعادی از وجودی انسان است که کم و بیش همه با آنها آشنا هستند اما هنر و بخصوص موسیقی ابعادی ناشناخته از وجود انسان را برای هر کس هویدا میکند که این یکی از مهمترین رسالت های هنر و موسیقی است.
حال به این بهانه میخواهم چند کلمه ای راجع به اثر موسیقی بر روی روح و روان انسان صحبتی داشته باشیم، چراکه بدور از تعریف های متفاوتی که بشر تحت عنوان زبان از آنها استفاده میکند، موسیقی میتواند در روح انسان های مختلف در گوشه و کنار جهان نفوذ کده و اثری را که باید بگذارد، بگذارد. برای این منظور لازم است که گریز مختصری به ترمودینامیک و شاید تئوری اطلاعات داشته باشیم. مطمئن باشید که به هیچ وجه وارد بحث های پیچیده فیزیک و ریاضی نخواهیم شد و تنها در مواقع مورد نیاز به ذکر نتایج اکتفا می کنیم.
بحثی جالب در تئوری اطلاعات وجود دارد که در اینجا به آن اشاره میکنیم. اگر دقت کرده باشید دو نفر فقط و فقط هنگامی با هم راجع به موضوع خاصی شروع به صحب و اظهار عقیده میکنند که اطلاعات آنها در این زمینه یکی نباشد.
آنها قاعدتا" آنقدر بحث را ادامه میدهند که طرفین احساس کنند دیگر کافی است و هر دو به اندازه کافی راجع به این موضوع اطلاعات لازم را کسب کرده اند. این دو نفر اگر باز هم در روزهای آتی راجع به موضوع مورد نظر صحبت کنند نشان این است که هنوز هردو به درک یا توافق مشترک از موضوع نرسیده اند.
کلاس درسی استاد در حال صحبت کردن است را در نظر بگیرید، جریان اطلاع از سمت او به سمت دانشجویان حرکت خواهد کرد و انتظار میرود که در پایان کلاس تا حد امکان معلومات دانش آموزان به سطح معلومات استاد در آن موضوع خاص برسد.
در مباحث ترمودینامیک هم چیزی شبیه به همین موضوع مطرح است شما وقتی یک جسم سرد و گرم را کنار هم قرار میدهید بدور از روشهای اثبات فیزیکی و ریاضی، پر واضح است که جسم گرم، گرمتر نمیشود و یا جسم سرد سردتر.
یک جمله جالب که بسیاری از ما آنرا در کتاب فیزیک هالیدی آنرا خونده ایم، اینکه "امکان ندارد در یک روز تابستان با گرمتر شدن دمای اطراف استخر، آب استخر یخ بزند!"
پس بعنوان جمع بندی مطالبی که تا اینجا مطرح کردیم می توان گفت چه در رابطه با اطلاعات، چه در رابطه با الکتریسیته و چه در رابطه با انرژی حرارتی، جریان همواره از سوی پتانسیل بیشتر به سوی پتانسیل کمتر جاری خواهد شد تا هر دو نقطه مورد نظر به سطح پتانسیل یکسان برسند
در قسمت قبل دیدیم که چگونه اطلاعات، گرما، الکتریسیته (در اصل هر وجودی که توانایی جریان داشتن داشته باشه) همواره از قطبی که پتانسیل بیشتر دارد به سمت قطبی که پتانسیل کمتر دارد جاری میشود، قوانین ریاضی و فیزیکی زیادی وجود دارد که این مطلب را تائید میکند.
نکته ای که در صحبت قبل باید به آن اشاره میکردیم و متاسفانه فرصت نشد این بود که شدت جریان سیال (اطلاعات، الکتریسیته، گرما و ...) میان دو قطب بستگی به مقاوت پل ارتباطی بین آنها دارد.
مثلا" در ارتباط با اطلاعات، قدرت ذهنی و توان شنونده در گیرایی مشخص میکند که یک موضوع چقدر باید توضیح داده شود تا گوینده و شنونده به یک سطح اطلاعاتی در این زمینه برسند. یا در ارتباط با الکتریسیته میزان هادی بودن مدیای ارتباطی و در ترمودینامیک میزان قابلیت هدایت گرما، مشخص میکنه که بعد از گذشت چه زمانی دو نقطه هم پتانسیل میشوند.
نکته دیگر اینکه در حالت های غیر ایده آل، در تمام موارد مطرح شده ممکن است که افت انرژی داشته باشید، زیاد صحبت کنید و حرف بزنید اما طرف مقابل هیچ چیز نفهمد، یا مقاومت سیم باعث به هدر رفتن انرژی شود و بالاخره عایق نبودن محیط باعث شود مقداری از انرژی گرمایی در مسیر انتقال به هدر رود.
آنچه مسلم است اینکه در چه شرایط ایده آل و چه در شرایط طبیعی بالاخره دو قطب هم پتانسیل میشوند و دیگر جریانی بین این دو برقرار نخواهد بود دلیلش هم بسیار ساده است قانون دوم ترمودینامیک (و قانون های مشابه در سایر علوم)، این موضوع را استدلال می کنند. صورت ساده شده این قانون بیان میکند که "امکان ندارد در یک سیستم ترمودینامیکی بطور مداوم گرما از جسمی به جسم دیگر منتقل شود."
برای نزدیک شدن به هدف نهایی یعنی موسیقی باید با یک مفهوم دیگر هم آشنا شویم و آن آنتروپی است. شخصا" معتقد هستم که آنتروپی یکی از زیبا ترین و پر قابلیت ترین مفاهیم فیزیک است.
این مفهوم در سال 1854 توسط فیزیک دان آلمانی بنام Rudolph Clausius تعریف شد سپس در سال 1870 ریاضی دان اتریشی بنام Ludwig Boltzmann پی به اهمیت این متغییر فیزیکی برد و تعریفی از آن در نظریه احتمالات داد و به تدریج بحث آنتروپی به بسیاری دیگر از زمینه های علمی کشیده شد بطوری که امروزه میشه با کمک این کمیت بسیاری از سیستم ها حتی سیستم های اجتماعی را مدل کرد.
برای آنتروپی تعاریف زیادی کردند مثلا" در نظریه آمار و احتمال آنرا اینگونه تعریف میکنند : "آنتروپی میزان احتمال وقوع یک نتیجه خاص در یک تجربه آماری است" یا در نظریه های سیستمی آنرا اینگونه تعریف میکنند که "آنتروپی میزان بی نظمی در یک سیستم هست" و ...
برای اینکه ایده بهتری از آنتروپی داشته باشیم سراغ چند مثال میریم. یک قوطی را فرض کنید که چند مهره در آن است اگر میزان بی نظمی مهرهای این قوطی عدد S1 باشه و قتی قوطی را بر میگردانیم و مهره ها به روی زمین پخش میشن میزان بی نظمی به S2 میرسه که S2 از S1 بزرگتر خواهد بود.
مثال دیگر مقایسه مولکول های گازها، مایعات و جامدات است؛ طبیعی است که میزان بی نظمی در این اجسام از گاز به جامد کم میشود و برای همین است که آنتروپی گازها بیش از مایعات و جامدات است.
باید دقت کنیم که آنتروپی با بی نظمی رابطه مستقیم دارد ولی با آن یکی نیست. اگر بخوایم کمی فنی صحبت کنیم می توان آنرا مجموع کل نسبت تغییرات گرما به تغییرات دما دانست. چنانچه آن را با S نمایش دهیم و بی نظمی را با W این رابطه بین این دو کمیت برقرار است S = k Ln(W) که در آن k ثابت بولتزمن است که در بالا به آن اشاره کردیم، بنابر این با مسامحه می توان این دو متغییر را اغلب جای دیگر در نظر گرفت.
از همین دو مثال می توان به یک قانون فیزیک نزدیک شد و آن اینکه اگر بخواهیم آنتروپی یک سیستم را کاهش بدهیم باید کار انجام بدیم.
یک سطل آشغال با محیط اطراف را در نظر بگیرید اگر آشغال ها را در محیط پخش کنیم بدون شک آنتروپی سیستم بالا میره و چنانچه بخواهیم آنتروپی را کاهش بدیم باید شروع به جمع کردن آشغال ها کنیم، یعنی کار انجام بدیم.
مثال جالبتر اینکه یک شرکت یا مدرسه را در نظر بگیرید بصورت طبیعی اگر مدیر و معلم بالا سر این مجموعه ها نباشد هر دو آنها پر از اغتشاش میشوند. پس برای ایجاد نظم در آنها و هدایت این سیستم ها به سمت هدف مشخص باید مدیران و معلمانی باشند که با کار کردن، سعی کنند آنتروپی مجموعه را در حد متعادل و پایین نگاه دارند.
قبل از سخن پایانی به یک نکته اشاره می کنیم که اگر رفتار آنتروپی کلی در جهان را بررسی کنیم خواهیم دید که روز بروز در حال افزایش است، افزایشی که میتواند برای ما خیلی هم مفید نباشد.
در مطالب بعدی خواهیم دید که چه چیزهایی میتوانند در مغز و روح انسان تغییر آنتروپی ایجاد کنند و به دنبال آن چه اتفاق هایی می افتد. جای هیچ تعجبی نیست اگر که بدانید موسیقی یکی از قوی ترین عواملی است که میتواند در انسان تغییر آنتروپی ایجاد کند.
در این رابطه بخوانید
|
گاهی شما پیشنهادی را مطرح می کنید و فرد مقابل بدون آنکه در مورد آن فکر کند به قضاوت پرداخته و فوری آن را رد می کند .
ادوارد دو بونو در کتاب مهارت اندیشیدن از یک ابزار برای تفکر نام می برد که اجزای آن عبارتند از مثبت ،منفی و جالب .
دو بونو پیشنهاد می کند ، که می توان از این ابزار در تصمیمات فردی و یا گروهی بهره گرفت . هنگامی که با یک پیشنهاد روبرو می شوید ، بر روی کاغذ سه بخش با عناوین مثبت ، منفی و جالب ایجاد کنید و آنگاه به مدت چندین دقیقه در مورد آن پیشنهاد فکر کنید و نکات خوب آن را در بخش مثبت و نکات بد آن را در بخش منفی بنویسید و هنگامی که نکاتی به ذهن شما می رسد که در بخش مثبت یا منفی قرار نمی گیرد و حاوی نکات سودمند و جالبی می باشد آن را در بخش جالب ثبت کنید.آنگاه می توانید با مرور این نکات بار دیگر پیشنهاد ارائه شده را بازبینی کنید.
این ابزار تفکر می تواند در تصمیم گیری های گروهی مورد استفاده واقع شده و چه بسا با کمک آن بتوان از انجام یک تصمیم گیری نسنجیده و شتابزده پیشگیری کرد.
منبع : مقاله " ابزاری برای اندیشیدن "-نویسنده : حمید میرزاآقایی - منتشر کننده : سایت فکر نو -www.fekreno.org
یک -به موزیک باخ ( Johann Sebastian Bach) گوش دهید . اگر از سردرد رنج می برید و یا در نیمه های شب دچار توهم می شوید به پزشک مراجعه نمایید.
دو- از تکنیک یورش فکری ( Brainstorm ) استفاده کنید.این تکنیک علاوه بر اینکه مخزنی از ایده ها برای شما ایجاد می کند بلکه به کمک آن می توانید در امور خود تصمیم گیری های بهتری را اتخاذ نمایید
سه -همیشه با خود یک دفترچه و مداد یا خودکار به همراه داشته باشید.هنگامی که ایده ای تازه به ذهن شما می رسد ، آن را یاد داشت نمایید.هنگامی که ایده های یادداشت شده خود را بازخوانی می کنید ، ممکن است 90 درصد آنها بیهوده جلوه کنند اما نگران نباشید این طبیعی است ، 10 درصد از بقیه ایده های یادداشت شده بسیار ارزشمند خواهند بود.
چهار- هنگامی که فکر نویی به ذهن شما می رسد، یک فرهنگ لغت را باز کنید و بطور تصادفی واژه ای را انتخاب نمایید و آنگاه سعی نماییداین فکرنو و آن واژه را با یکدیگر ترکیب نمایید و این روش سبب خواهد شد به نکات جالبی دست یابید. یک مفهوم شناخته شده ساده ای وجود دارد که هنگامی که ذهن شما در شرایط آزاد بسر می برد قادر به خلاقیت نیست و هنگامی که ذهن شما با محدودیت هایی روبرو می شود،شروع به تفکر خواهد کرد و این روش سبب می شود ذهن شما دریک محدودیت قرارگرفته و تفکر نماید.
پنج -مشکلی را که با آن روبرو هستید ، با دقت تعریف نمایید، و یا آن را بر روی یک کاغذ یا دفترچه الکترونیکی و یا در رایانه با جزئیات شرح دهید.از این طریق شما به نکات تازه و خوبی در خصوص مشکل خود دست می یابید.
شش -اگر نمی توانید تفکر کنید ، بهتر است پیاده روی کنید.یک تغییر آب و هوابرای شما خوب بوده و به آرامی کمک می کند تا سلولهای مغزی شما به تحرک واداشته شوند.
هفت : تلویزیون نگاه نکنید ، زیرا ذهن شما توسط برنامه های تلویزیون اشغال می شود و دیگر قادر نیستید خلاقانه فکر کنید ، گویی با دیدن تلویزیون مغز شما از گوش ها و چشم های شما نشت کرده و خارج می شود .
هشت : از مصرف دارو بپرهیزید ، بعضی از افراد برای تقویت خلاقیت خود از داروهای خاص استفاده می کنند، در حالیکه از نگاه دیگران ، این افراد تنها نظیر افرادی هستند که وابستگی دارویی دارند.
نه - تا می توانید درباره هر چیزی مطالعه کنید ، مغز شما با مطالعه کتاب ورزش می کند.علاوه بر اینکه سبب الهام در ذهن شما می شود بلکه آن را انباشته از اطلاعات می کند که این خود سبب خواهد شد ، سلولهای مغزی شما با یکدیگر راحت تر ارتباط برقرار کرده و زمینه برای خلق ایده های نو پدید آید.
ده - مغز شما نیز همانند بدن شما نیازمند ورزش کردن است تا به خوبی فعالیت نماید.در صورتی که مغز ورزش نکند ، به مرور سست و بی فایده می شود.شما از طریق مطالعه کردن ، بحث کردن با افراد باهوش می توانید سلولهای مغزی خود را وادار به ورزش کنید. گفتگو با دیگران در رابطه با کارگردانان فیلم ها و سیاست و نظیر اینها برای ذهن شما خوب است و این بهتر از پرخاش کردن بر سر دیگران است .
****
منبع : مقاله " ده گام به سوی تقویت خلاقیت " نویسنده : جفری بام گارتنر ( Jeffrey Baumgartner ) ترجمه : حمید میرزاآقایی -برگرفته از سایت jpb.com - انتشار توسط : سایت فکرنو- بهمن 1384
Reference: Jeffrey Baumgartner" 10 Steps to boost your creativity "-http://www.jpb.com-translation to persian language by: Hamid Mirzaaghie
مردی که میتوانست بیل گیتس باشد | ||||||||||||||||||||
| ||||||||||||||||||||
منبع: بیزنس ویک خاطرات مبهم
او اکنون گرفتار سرطان مغزی است و چیزی از این ماجرا را به خاطر نمیآورد. اما رولاندر، که آن روز صبح با کیلدال به یک سفر تجاری رفتند، به بیزنسویک گفته است که عصر همان روز برگشتهاند و با IBM ملاقات داشتهاند. اگر کیلدال آن روز به توافقی هم رسیده باشد، توافق زیاد محکمی نبوده است. سمز میگوید: کمی بعد در منطقهPacific Grove به دیدن کیلدال رفته است. اما به توافقی نرسیدهاند. در همین زمانها، او یک بار دیگر گیتس را دیده است. هم سمز و هم گیتس از سیستم عاملی که پترسون در شرکت کامپیوتری سیاتل ساخته بود، خبر داشتند. آن طور که سمز حکایت میکند: <گیتس گفت: خودت میخواهی QDOS را بگیری یا دوست داری من این کار را بکنم؟ و من هم گفتم هر جور شده خودت این کار را بکن>. گیتس برنامه پترسون را با بهای50 هزار دلار خرید و اسمش را DOS گذاشت. کمی آنرا تغییر داد و با مبلغی اندک به ازای هر نسخه، مجوز آن را به IBM واگذار کرد. شلیک به هدف
بیشتر از یک سال طول نکشید که کیلدال متوجه شد گیتس، دوست قدیمیاو، قرارداد نرمافزار را از چنگش بیرون کشیده است. IBM در مدت کوتاهی نمونههای آزمایشی پیسی خود را قبل از اعلام نهایی، در آگوست 1981، بیرون فرستاد و یکی از مشاورانی که برای DRI کار میکرد، متوجه شد که سیستم عامل آن بسیار شبیه به CP/Mاست. این مشاور به خاطر میآورد که کیلدال به صفحه نمایش نگاه میکرد و از تعجب میخکوب شده بود: <پارهای تغییرات ظاهری وجود داشت. اما اساساً همان برنامه بود>.
به همین دلیل، کیلدال به جای شکایتکردن، موافقت کرد مجوز CP/M را به <آبی بزرگ> بدهد. اما وقتی کامپیوترها بیرون آمدند و دید که IBM برای هر نسخه CP/M دویست و چهل دلار میگیرد و برای هر نسخه داس 40 دلار، مات و مبهوت ماند. آن طور که کیلدال در خاطراتش نوشته است: <به نظر من، کل این سناریو را IBM طراحی کرده بود تا مفت و مجانی به استاندارد فعلی برسد>. |
مردی که میتوانست بیل گیتس باشد | ||||||||||||||||||||
| ||||||||||||||||||||
منبع: بیزنس ویک خاطرات مبهم
او اکنون گرفتار سرطان مغزی است و چیزی از این ماجرا را به خاطر نمیآورد. اما رولاندر، که آن روز صبح با کیلدال به یک سفر تجاری رفتند، به بیزنسویک گفته است که عصر همان روز برگشتهاند و با IBM ملاقات داشتهاند. اگر کیلدال آن روز به توافقی هم رسیده باشد، توافق زیاد محکمی نبوده است. سمز میگوید: کمی بعد در منطقهPacific Grove به دیدن کیلدال رفته است. اما به توافقی نرسیدهاند. در همین زمانها، او یک بار دیگر گیتس را دیده است. هم سمز و هم گیتس از سیستم عاملی که پترسون در شرکت کامپیوتری سیاتل ساخته بود، خبر داشتند. آن طور که سمز حکایت میکند: <گیتس گفت: خودت میخواهی QDOS را بگیری یا دوست داری من این کار را بکنم؟ و من هم گفتم هر جور شده خودت این کار را بکن>. گیتس برنامه پترسون را با بهای50 هزار دلار خرید و اسمش را DOS گذاشت. کمی آنرا تغییر داد و با مبلغی اندک به ازای هر نسخه، مجوز آن را به IBM واگذار کرد. شلیک به هدف بیلگیتس در سال 1985: سیستمعامل داس او، به سیستمعامل CP/M، متعلق به کیدال، بسیار شبیه بود. اولین کامپیوتر IBM که با سیستمعامل بیلگیتس ارائه شد. |
مغز، سلطان بدن است و برای داشتن یک سلطان لایق ، مراقبت های ویژه ای لازم است .در بعضی اوقات حس می کنیم که حافظه ما خوب کار نمی کند و یا در حفظ و یادگیری مطالب دچار مشکلاتی شده ایم .در همین راستا دانشمندان تحقیقات فراوانی روی کارایی مغز انسان در شرایط گوناگون انجام داده اند و همواره به دنبال به دست آوردن روش مفیدی بودند تا بازدهی مغز را بالا ببرند.با این همه تلاش و کوشش، هنوز مسائل و ابهامات بسیاری درباره ی فعالیت مغزی افراد مختلف وجود دارد.
تحقیقات نشان می دهد که انسان ها دارای کارایی های مغزی گوناگونی هستند و این کارایی ها دلایلی مانند وراثت ، تغذیه ،تربیت مغز و .... دارد.نتیجه چندین سال تلاش و کوشش دانشمندان ، راه هایی است که ما می توانیم برای داشتن یک مغز آماده و مفید به کارگیریم.
داروهای هوشمند
همه انسان ها وقتی به سن چهل سالگی می رسند، تغییراتی را در توانایی های روانی خود بخوبی درک می کنند .این آغاز فرآیند تدریجی است که بسته به شدت میزان آن ، حتی می تواند به جنون ختم شود. در اینجا این سوال مطرح می شود که آیا می توان به وسیله دارو، این حالت خاص را بهبود دهیم یا به طور کلی از بین ببریم یا حتی در مرحله ای پیشرفته تر از بروز آن جلوگیری کنیم.
در حال حاضر در بازار داروهایی وجود دارد که به نوعی این کار را انجام می دهند، به این داروها داروهای " افزایش هوشیاری" می گویند و محققان روی داروهای جدیدی در همین زمینه هم کار می کنند.یکی از معروف ترین این داروها Modafinil است که بخوبی حالت نارکولپسی را برطرف می کند .نارکولپسی در انسان باعث خواب ناگهانی می شود و فعلا Modafinil بهترین گزینه برای درمان آن است .این دارو می تواند شخص را متناوبا 90 ساعت بیدار نگه دارد و بر خلاف آمفتامین ها و حتی قهوه ، عوارض بسیار کمی دارد.تحقیقات نشان می دهند فقط تعداد کمی از کسانی که Modafinil مصرف می کنند از نارکولپسی رنج می برند و اکثر آنها کسانی هستند که نمی خواهند بخوابند. این وضعیت در مورد داروهای زیاد دیگری هم صادق است ، یعنی مردم نه به خاطر مشکل یا بیماری خاصی آنها را مصرف می کنند ، بلکه از آنها استفاده می کنند تا از اثرات آنها در زندگی روزانه بهره مند شوند. نمونه دیگر این داروها Ritalin است ؛ دارویی که مردم در بسیاری موارد صرفا برای افزایش قوه تمرکز خودشان از آن استفاده می کنند، اما این استفاده بی رویه هم می تواند برای انسان خطر ساز باشد . دکتر دانیلی پیو ملی ، یکی از محققان دانشگاه کالیفرنیا در این مورد می گوید : " ما باید مراقب چیزهایی که می خواهیم باشیم ." او که روی افزایش قدرت و نحوه عملکرد حافظه انسان کار می کند، در عین حال بر استفاده از این داروها در موارد خاص تاکید می کند و می گوید:" بالاخره باید به یاد آوردن چیزهایی را که نمی خواهیم پایان دهیم ."
استفاده از داروها برای بهبود عملکرد مغز انسان آینده روشنی دارد و دانشمندان امیدوارند روزی بتوانند عملکرد مغزی انسان های سالخورده را مانند جوانان بدون اشتباه کنند.
تغذیه مناسب
مغز انسان ، یکی از حریص ترین ارگان های بدن محسوب می شود که احتیاجات رژیمی ویژه ای دارد. به همین خاطر " هر چیزی که شما می خورید بر نحوه فکر کردنتان تاثیر می گذارد " چندان هم عجیب نیست .از این رو محققان تحقیقات گسترده ای در زمینه تغذیه انجام داده اند.
اولین توصیه دانشمندان برای افزایش کارایی مغز ، خوردن صبحانه است .با هر بار صبحانه خوردن ، میزان زیادی گلوکز که غذای اصلی مغز است ، به بدن وارد می شود و طی مطالعات بسیار زیاد انجام شده ، مشخص شده است افرادی که صبحانه نمی خورند کارایی کمتری در مدرسه و محل کار دارند.
یکی از جالب ترین تحقیقات در زمینه خوردن صبحانه است .با هر بار صبحانه خوردن ، میزان زیادی گلوکز که غذای اصلی مغز است ، به بدن وارد می شود و طی مطالعات بسیار زیاد انجام شده ، مشخص شده است افرادی که صبحانه نمی خورند ، کارایی کمتری در مدرسه یا محل کار دارند.
یکی از جالب ترین تحقیقات در زمینه خوردن صبحانه که در سال 2003 انجام شد ، اثبات کرد کودکانی که در صبحانه خود از نوشیدنی های شیرین و گرم استفاده می کنند ، در انجام تست های حافظه و توجه ، همسطح افراد هفتاد ساله عمل می کنند.در تحقیق دیگری که توسط باربارا استووارت از دانشگاه آستر انگلیس انجام شد ، بر نقش بسیار موثر لوبیا تاکید شده است .این ماده سرشار از پروتئین به همراه نان در برنامه غذایی روزانه کودکان باعث می شود آنها سخت ترین تست های مرتبط با آگاهی فکری را براحتی انجام دهند.
بعد از صبحانه نوبت به غذاهای اصلی می رسد .دانشمندان بر استفاده فراوان از تخم مرغ و سالاد در رژیم غذایی تاکید می کنند.در تخم مرغ میزان فراوانی کولین وجود دارد که از این ماده در بدن برای تولید انتقال دهنده های عصبی استیل کولین استفاده می شود .محققان در دانشگاه بوستون با کاهش میزان استیل کولین در مغز متوجه شدند که کمبود این ماده باعث می شود شخص حافظه خود را در زمینه به یادآوردن الفباء و حروف کلمات از دست بدهد.کمبود این ماده در مغز همچنین می تواند باعث آلزایمر شود و تحقیقات نشان می دهد افزایش این ماده در مغز می تواند روند فراموشی مربوط به پیری را کند کند.
از دیگر غذاهای توصیه شده سالادها هستند. این غذاها دارای مقدار بسیار زیادی آنتی اکسیدان هستند که در آنها میزان فراوان کاروتین بتا ، ویتامین E و C وجود دارد.محققان اعلام کرده اند افزایش آنتی اکسیدان در مغز باعث افزایش قدرت یادگیری حتی در سن بالا می شود، به گونه ای که آنها در دانشگاه کالیفرنیا موفق شدند به یک سگ پیر چیزهای جدیدی آموزش دهند. دانشمندان حتی تاثیر دسرها بر فعالیت مغز را هم مورد بررسی قرار داده اند .آنها بهترین دسر پس از صرف ناهار را ماست می دانند چون براحتی استرس های بعد از ظهر را برطرف می کند و دلیل آن این است که ماست دارای تیروزین های آمینواسید است . از این ماده در مغز برای ساخت انتقال دهنده های عصبی و نورآدرنالین استفاده می شود که این دو ماده تاثیر زیادی در برطرف شدن استرس دارند.
محققان توصیه می کنند در عصر هم مقدار کمی غذا خورده شود تا گلوکز مورد نیاز مغز آماده شود، البته تاکید آنها بر یک وعده بسیار سبک و مقوی است .
شصت درصد ساختار مغز چربی است ، به همین خاطر این قسمت از بدن باید همیشه چرب نگه داشته شود. بهترین گزینه برای این منظور اسید چرب امگا-3 است که به میزان بسیار زیاد در دی اچ ای ( docosahexaenoic ) یافت می شود .این ماده در یکی از لذیذترین غذاهای دنیا به میزان بسیار زیاد وجود دارد یعنی در ماهی . به همین دلیل ماهی بهترین غذای مغز است و مصرف همیشگی آن تاثیر مثبت بسیار زیادی در کارایی مغز دارد.
در پایان روز هم دانشمندان توصیه می کنند میوه های تازه مانند توت فرنگی و تمشک مصرف شود.میوه ها بخصوص توت فرنگی و تمشک در تقویت حافظه کوتاه مدت تاثیر زیادی دارند.
موسیقی
در حدود یک دهه پیش ،فرانسیس روشر که یک روانشناس در دانشگاه ویسکانسین ایالات متحده است ، طی یک تحقیق علمی اعلام کرد گوش دادن به سمفونی های موتزارت ، استدلالات ریاضی انسان را پیشرفت می دهد.این اختراع او در آن سال بازتاب های بسیار گسترده ای داشت .آنها حتی توانستند اثبات کنند ، تاثیر سمفونی های موتزارت با دیگر موسیقی ها تفاوت دارد.
این اختراع ، تاثیر موسیقی بر فعالیت های مغز را دقیقا اثبات کرد و از آن روز به بعد موسیقی درمانی و استفاده از موسیقی در خیلی از درمان ها رواج زیادی یافت ، اما برای استفاده از موتزارت برای تمدد اعصاب باید به نکات زیر توجه کرد.
موتزارت روی هر شخصی تاثیرگذار نیست. با این حال همین که شخص هنگام گوش دادن به موسیقی احساس می کند موسیقی بر عملکرد مغز وی تاثیر می گذارد ، باعث می شود یک احساس آرامش به شنونده دست دهد .البته این حالت را با کارهای دیگر هم می توان به دست آورد، اما موسیقی گزینه مناسب تری به نظر می رسد.هر چند گوش دادن به داستان هم می تواند تاثیری برابر گوش دادن به موسیقی داشته باشد.
موسیقی می تواند حتی تاثیر بیشتری بر مغز انسان داشته باشد و این بار کلید کار،درس های موسیقی است .محققان با بررسی کودکان شش ساله که آموزش های موسیقایی می بینند با دیگر کودکان ، متوجه شدند ضریب هوشی این کودکان دو تا سه امتیاز بیشتر از کودکان دیگر است. در تحقیقی مشابه ، روشر کشف کرد کودکانی که پیش از مدرسه آموزش موسیقی ببینند نسبت به کسانی که پیش از مدرسه دوره های کامپیوتر را پشت سر گذاشته اند، دارای استدلالات عددی و ریاضی بهتری هستند. شاید موسیقی باعث افزایش مهارت های روانی در کودکان می شود .حرکت همزمان انگشتان دو دست و توجه به متن موسیقی و نت و هارمونی ، وقتی که به صورت هماهنگ در کنار یکدیگر قرار می گیرند، مسلما باعث تقویت فعالیت های قسمتی از مغز می شوند ، اما این فعالیت ها هنوز کشف نشده اند . نکته مبهم دیگر تاثیر موسیقی بر ضریب هوشی افراد بزرگسال است.فعلا دانشمندان پاسخ قطعی در این زمینه ندارند ،اما یادگیری موسیقی را به بزرگسالان توصیه می کنند.
استفاده با صرفه از مغز
تا چندی پیش ضریب هوشی یک شخص -مقیاسی برای توانایی های حل مشکلات هوشی یک شخص -پدیده ای ثابت برای انسان فرض می شد که میزان آن مستقیما از راه وراثت تعیین می شد ، اما اخیرا دانشمندان نظریه ای مطرح کرده اند که در آن میزان ضریب هوشی هر شخص به عملکردی پایه ای در مغز انسان با نام حافظه فعال بستگی دارد.بدین صورت که هر چه حافظه جاری انسان بیشتر شود، میزان ضریب هوشی او هم افزایش می یابد.
حافظه جاری ، سیستم ذخیره کوتاه مدت مغز انسان است .در این بخش مسائل هوشی انسان حل می شوند، مثلا اگر شما بخواهید 7+6-73 راحل کنید ، این قسمت از مغز شما -حافظه جاری - قسمت وسطی فعالیت ذهنی شما که برای حل مسئله لازم است را در خود نگه می دارد.میزان اطلاعاتی که حافظه جاری می تواند در خود ذخیره کند ، به آگاهی عمومی شخص بستگی دارد.
به تازگی یک تیم تحقیقاتی در انستیتو کارولینا استکهلم به رهبری ترکل کلینگبرگ به نشانه هایی دست یافته است مبنی بر اینکه سیستم عصبی که در حافظه جاری قرار دارد ، ممکن است با تمرین بزرگ شود. آنها با استفاده از نوعی اسکن مغناطیسی پیشرفته ، فعالیت های مغزی چند شخص بالغ را پیش و پس از یک برنامه تمرینی حافظه جاری اندازه گیری کردند .این برنامه کارهایی از قبیل حفظ کردن موقعیت یکسری نقطه در یک صفحه شطر نجی بود.پس از پنج هفته تمرین ،آنها متوجه شدند فعالیت های مغزی افراد مورد نظر در قسمتی از مغز که با این نوع فعالیت ها درگیر است ، افزایش یافته است .
اما نکته شگفت انگیز در این آزمایش این بود که هنگامی که گروه ، این آزمایش ها را روی کودکان اعمال می کرد، متوجه شد این بار به جای سیستم عصبی موجود در حافظه جاری ، قسمتی از مغز که مربوط به آگاهی عمومی کودکان است ، رشد یافته و ضریب هوشی کودکان هشت درصد افزایش یافته است .
با اینکه دانش مربوط به حافظه جاری ، روزهای اولیه خود را سپری می کند،کلینبرگ امیدوار است تمرین های حافظه فعال ، کلید بازکردن قفل قدرت باشد. او در این مورد می گوید : " عوامل وراثتی و دوران جنینی نقش بسیار زیادی در میزان توانایی فعالیت های مغزی دارند، اما فراتر از آن ، چند درصد -که هنوز میزان آن مشخص نیست وجود دارد که می توان با تمرین آنها را افزایش داد."
استراتژی
فرض کنید که شما در یک تالار سخنرانی قرار دارید و در آن تالار ، ششصد نفر حضور دارند.اگر تمامی این افراد اسم خود را به شما بگویند و یک ساعت بعد از شما بخواهند که آنها را تکرار کنید ، ممکن است شما دچار سرگیجه شوید . این بدان خاطر نیست که شما نمی توانید این کار را انجام دهید ،بلکه مشکل اینجاست که شما تکنیک ها و روش های مربوط به انجام آن را نمی دانید. اما افرادی هستند که می توانند این کار را به صورت عادی انجام دهند.آنها می توانند هزاران عدد ، اشعار بسیار قدیمی و غیر مستعمل و صدها هزار کلمه بدون استفاده را حفظ کنند . در یکی از مسابقات جهانی در این زمینه ، " النور مگ وایر" و تیم همکارش از دانشگاه لندن ، هشت نفر از بهترین های مسابقات را زیر نظر گرفتند.آنها حین آزمایش های متفاوت ،به مدرکی که ثابت کند این افراد از ضریب هوشی بالایی برخوردار هستند ،دست نیافتند، اما متوجه شدند این افراد هنگام حفظ کردن از سه منطقه مغزشان برای انجام کار استفاده می کنند و این در حالی است که آنها در تست های حفظ کردنی از این مناطق ویژه مغزی استفاده نمی کنند. دلیل این امر را می توان استراتژی خاص آنها برای حفظ کردن دانست .مثلا آنها برای حفظ کردن نحوه و ترتیب چیدن یک دسته برگه ، به هر کدام از آنها یک شخصیت می دهند و برای حفظ کردن ترتیب قرار گیری یک داستان بر اساس نحوه قرار گیری برگه ها پردازش می کنند و طبیعتا حفظ کردن یک داستان بسیار راحت تر از حفظ کردن تعداد بسیار زیاد ی عدد مشابه است .
بازیگران سینما و تئاتر هم تقریبا از روش مشابهی استفاده می کنند.آنها چیزهایی را که بیان می کنند با احساسات همراه می کنند و انسان ذاتا وقایعی را که با احساسات زیادی همراه است ، جزء به جز حفظ می کند.هنرپیشگان حرفه ای از روش دیگری استفاده می کنند.آنها هنگام ادای کلمات، حرکات مربوط به انجام آن را هم انجام می دهند و این عمل آنقدر موثر است که آنها حتی چند ماه پس از نمایش می توانند متنی را که حفظ کرده اند ،براحتی ادا کنند.
" هلگا نویس " یک روانشناس از دانشگاه المهرست در ایلینویز به همراه "تونی نویس " که یک بازیگر است ، کشف کردند که از این روش می توان برای افزایش یادگیری دانش آموز استفاده کرد. دانش آموزانی که کلماتشان را با آموزش های دیگری همراه کنند ، بعدا 38 درصد بیشتر می توانند کلمات را بازسازی کنند.نو یس ها معتقدند داشتن دو روش ذهنی برای حفظ کردن می تواند قابلیت حفظ کردن افراد را به صورت باور نکردنی افزایش دهد. " بری گوردون " از دانشگاه جان هاپکینز اعتقاد دارد ، استراتژی ، همچنین در زندگی روزانه هم اهمیت زیادی دارد. کارهای ساده ای مانند قرار دادن کلیدها در یک جای مشخص و نوشتن چیزها برای از یاد نبردن آنها می تواند میزان اطلاعاتی را که پیش خود نگه می دارید، زیادتر کند.اگر اسامی ،مشکل شما هستند ، سعی کنید آنها را به صورت ذهنی تداعی کنید.
استراحت
کوتاهی در خواب ، اثرات بدی برای مغز شما در پی خواهد داشت .برنامه ریزی ،حل مسائل ،یادگیری،تمرکز و حافظه جاری شما همه از کمبود خواب متحمل عوارض سوء می شوند. در عین حال در ضریب هوشی هم حتی خلل وارد می شود. دکتر "شون درومند" از دانشگاه کالیفرنیا در این مورد می گوید: " اگر شما 21 ساعت پشت سرهم بیدار بمانید ،توانایی هایتان اندازه کسی است که تا حدی که قانون (ایالات متحده ) اجازه می دهد، مست است ، البته لازم نیست دقیقا 21 ساعت بیدار بمانید تا این حالت را تجربه کنید ،فقط کافی است دو یا سه شب دیر بخوابید و زود بیدار شوید تا همین حالت به شما دست دهد.
خوشبختانه این رابطه دو سویه است . اگر شما به کسی که از خواب محروم شده است ، اجازه بدهید یک یا دو ساعت بیشتر چشم روی هم بگذارد ، این شخص می تواند در کارهایی که نیاز به تمرکز بیشتر دارد ، مانند امتحان دادن ، موفق تر عمل کند، دکتر درومند در این مورد می گوید: " توجه ( تمرکز) اساسی ترین پایه هرم ذهن است ، اگر شما آن را تقویت کنید، دیگر نیازی نیست به چیز دیگری بیشتر از آن توجه نشان دهید."
اینها تنها فواید یک خوب عمیق شبانه نیست . وقتی که شما خواب هستید،مغز شما حافظه های جدیدی را تمرین کرده و حتی بعضی از مسائل را حل می کند.فرض کنید شما می خواهید یک بازی جدید رایانه ای را یاد بگیرید.در این صورت بهتر است به جای اینکه چند ساعت پای کامپیوتر بنشینید، دو ساعت بازی کنید و سپس بخوابید .هنگامی که شما خواب هستید مغز شما دارای همان مدارهایی که برای یادگیری بازی استفاده کرده است را دوباره فعال می کند.دوباره صدای آنها را می شنود و سپس حافظه های جدید را در حافظه بلند مدت ذخیره می کند و هنگامی که بیدار شوید ، یک بازیگر بهتر شده اید.چنین روشی در دیگر کارها مانند یادگیری پیانو ،رانندگی خودرو و ... هم می تواند کارگر باشد.
در این مورد همچنین شواهدی در دست است که نشان می دهد خواب باعث بهبود روش حل مسائل می شود. داستان دیمیتری مندلیف که پس از خواب روزانه یکباره به طرح جدید تناوبی رسید ،نمونه بارز این مسئله است .چون او شدیدا درگیر حل مسئله بوده ، هنگام خواب مغز او همانطور که در بالا ذکر شد ، به فعالیت هایش در این زمینه ادامه داده و به حل مسئله رسیده است .
به نظر می رسد هنگام خواب ، مغز با تردستی راه حل های خلاقانه ای پیدا می کند، پس اگر شما هم در حل مسئله ای مشکل دارید و منتظر یک لحظه اوره کائی (یافتم معروف ارشمیدس ) هستید ، بهتر است همین حالا به خواب ناز فرو روید.
****
منبع : مقاله " شش روش برای ایجاد مغز هوشیار'" - نویسنده جواد نصرتی -ضمیمه روزنامه همشهری - شماره ششم -خرداد ماه 1384
علی مولای مظلومان عالم |
|
بگو از نارفیقان چون بنالم | |
از آن شامی که سر در چاه کردی |
|
مرا از درد خویش آگاه کردی | |
طنین ناله در افلاک افتاد | |
تمام آسمان بر خاک افتاد | |
پر و بال تو ((زهرا)) را شکستند | |
تو را با ریسمان فتنه بستند | |
کدامین شب از آن شب تیره تر بود | |
که زهرا حایل دیوار و در بود | |
زمان بر سینه خود سنگ می کوفت | |
زمین از داغ زهرا شعله ور بود | |
تو می دیدی ولی لب بسته بودی | |
که آیین محمد در خطر بود؟ | |
ندانستم که در چشم حقیقت | |
کدامین مصلحت مد نطر بود | |
گلویت استخوانی اتشین داشت | |
که فریادت فقط در چشم تر بود؟ | |
فدای تیغ عریان تو گردم | |
کسی آیا زتو مظلوم تر بود؟ | |
مه خورشید طلعت کیست؟ زهرا | |
چراغ شعله خلقت کیست ؟ زهرا | |
پس از زهرا علی بی همزبان شد | |
اسیر امتی نامهربان شد | |
علی تنهاست در یک قوم گمراه | |
زبانش را که می فهمد به جز چاه | |
پس از او کیسه نان و رطب کو | |
صدای ناله های نیمه شب کو | |
خدایا کاش آن شب بی سحر بود | |
که تیغ ابن ملجم شعله ور بود | |
اذان گفتند و ما در خواب بودیم | |
علی تنها به مسجد رهسپر بود | |
در آن شب تا قمر در عقرب افتاد | |
غم عالم به دوش زینب افتاد | |
فدک شد پایمال نانجیبان | |
علی لرزید و در تاب و تب افتاد | |
یقین دارم به جرم فتح خیبر | |
فدک در دست ال مرحب افتاد | |
علی جان کوفیان غیرت ندارند | |
که فرمان تو را گردن گذارند | |
علی جان کوفیان با کیاست | |
جدا کردند دین را از سیاست | |
بنام دین سر دین را شکستند | |
دو بال مرغ امین را شکستند |